سنگ رهرو دیوار
سار خال خال سنگسار
راه سنگین سوار
بام خالی حصار
خیال کرده بود که حالا موج می زد
وقتی که در موج می زد غروب یله می کرد
و موج و کف و موج
از سر او بی خبر می گذشت
هنوز با ر تپش های تلخ او به خانه نر سیده بود
که بار تپش های تلخ تازه یی بدان افزود
خال خال خالی
خالی ی خالی
خا ل خال
۲۰ اکتبر
No comments:
Post a Comment